ENTER SANDMAN

سلام خدمت عزيزان و رفقاي خودمون<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به به، چه روز با شكوهيه 24 ابان

عرض شود كه چيزي بالغ بر8771 روز پيش( با احتساب سالهاي كبيسه) بند ناف مارو بريدن و از دست خدا در رفتيم و افتاديم تو اين دنياي فاني...

(به قول سيندي بلا كه ميگه امشب 666 كوچولويي متولد ميشه)،اون666كوچولو از همون اولش بد شانس بود،اولين بد شانسيه ما اين بود كه تو ماه ابان متولد شدم.البت شماها يادتون نمياد اون زمونها ماه ابان يه ماه مزخرفي بود كه نگو، ولي بعد از مدتي كه از عمر من گذشت طالع بينان و منجمان هندي و چيني مجبور شدند يه دستي تو نوشته هاشون ببرند و ازعان كنند كه متولدين ماه ابان كاملترين افراد روزگارند. حالا فهميديد چرا اينقدر از ماه ابان طرفداري ميكنم؟اينهمه زحمت كشيدم تا نام نيكي از متولدين ابان به جا بگذارم بايد هم رو ماه آبان تعصب داشته باشم.(قابل توجه متولدين ماه مهر كه اينقدر ميگن ماه مهر خوبه،اگر ماه مهر به ماه ابان نچسبيده بود الان اينقدر زبونتون دراز نبود)

خوب ديگه زيادي از خودم تعريف كردم...

داشتم ميگفتم كه از همون اول شانس نياورديم،اين ايران خراب شده(البته اون موقع هنوز اينقدر خراب نشده بود ، من يادمه)2500 سال حكومت شاهنشاهي داشت،تا ما خواستيم پا به اين عرصه گيتي بذاريم يهويي همه چيز عوض شد،خدا وكيلي خودتون بگيد بد شانسي نيست؟؟؟2500 سال حكومت شاهنشاهي داشتيم و 25 سال حكومت غير شاهنشاهي.حالا بايد ما لقمه كوچيكه گيرمون بياد؟

خلاصه گذشت و گذشت و گذشت تا در سن 6 سالگي به خاطر شغل پدرم رفتيم تو يه خراب شده اي به نام سعادت آباد. اون موقع سعادت بزرگ كه پدر اينجانب باشند ماشين الات راه و ساختماني داشت و براي اينكه راننده جماعت بلايي سر دستگاه هاو ماشين الات نياورند و پدرم بالا سرشون باشه رفتيم سعادت اباد اقامت گزيديم.اقا اون دورو برها تا چشم كار ميكرد خاك و سنگ و اجر و شن بود.خلاصه ما قاطي همون خاك و سنگها بزرگ شديم و با بزرگ شدن ما روز به روز به ساختمونها و برج هاي اون دورو بر اضافه ميشد و دوران دبستان رو هم در تنها دبستان اون منطقه كه اسمش سيد رضي بود گذرونديم.اول ودوم دبستان تا دلتون بخواد از اين پنجم دبستاني ها كتك خوردم اقا من هي زبون درازي ميكردم و پر رو بازي در مي اوردم و اين پنجم دبستاني ها ما رو تا مي خورديم كتك ميزدند،ولي حاجيتون ميدون رو خالي نكرد و انقدرپر رو بازي در اوردم تا اينكه سال بعدش هيچ كدوم از اون پنج دبستاني ها رو در مدرسه مون نديدم بعدا فهميدم كه همشون از ترسشون مدرسه شون رو عوض كردند و رفتند  مدرسه راهنمايي  پارس خودرو.اقا ما دو سال كتك خوردن اول و دوم رو دلمون مونده بود. از سوم دبستان يه قشون برو بچ رفوزه اي و لات و لوت رو دور خودمون جمع كرديم و اسم گروهمون رو هم گذاشتيم(گروه ادم كشان سعادت اباد). يه چيزي شده بوديم كه همون سوم دبستان  هم كه بوديم پنج دبستاني ها ازمون حساب ميبردند در حدو اندازه ناتينگهام فارست.البت ادم نميكشتيم ها،ولي خب به خاطر اينكه اون زمونها بچه بوديم و فيلم هاي جنايي رومون زود تاثير ميذاشت يه همچين اسم خفناكي انتخاب كرديم،فكر ميكرديم آخر كلاسه،ولي خوب بعدها فهميديم كه چه قمبزي در كرده بوديم.خلاصه ما از سوم دبستان شروع كرديم به قشون كشي و دعوا و غيره ذلك تا رسيديم به اول دبيرستان .........

 اون سعادت اباد خراب شده يه دبيرستان محض رضاي خدا نداشت.بهمين دليل پدر بزرگوار من رو در يك دبيرستان غير انتفاعي در شهرك غرب ثبت نام كردند ،،، دبيرستان غير انتفاعي دانشمند (فاز يك شهرك غرب،بالاتر از خيابان ايران زمين)

 معدل لازم براي ثبت نام رو داشتيم ولي شرايط روحي لازم رو براي اون محيط نداشتم.

روزي هفت ساعت سر كلاس تمرگيدن ، دوري راه ، نديدن همشاگردي هاي قديمي ، كتابهاي درسي جديدو000

از همه بد تر يه همكلاسي درست و حسابي محض رضاي شيطان تو اون دبيرستان گير ما نيومد،هرچي دوستان دوران راهنمايي و دبستان با مرام و با معرفت و خاكي بودند،تو دبيرستان هرچي چشم انداختيم ديديم يا دورو برمون رو بچه ففل ها گرفتن، يا بچه ننرها،يا مايه دارهايي كه خدا وكيلي بيشتر از ننه شون زنجيرو گردنبند و پلاك به خودشون اويزون ميكردن.حاضر بودم دوباره برگردم همون اول دبستان  روزي دوتا زنگ تفريح از پنجم دبستاني ها كتك بخورم ولي  يكي از اين شهرك غربي ها به من سلام نكنه.خلاصه سال اول و دوم دبيرستان خيلي برام كسل كننده و كشنده بود،تا اينكه سال دوم با خيلي ها تو اون دبيرستان دعوام شدو از اونجا اخراج شدم،سال سوم دبيرستان رفتيم گيشا دبيرستان مطهري كه به هتل مطهري معروف بود ثبت نام كرديم.

جاتون خالی ،،، نه ببخشيد جاتون خالي نه ،،، چون اونجا اصلا جاي خالي نداشت، ماشالا هر كلاسش 50 نفر شاگرد داشت.بعد از يه مدت كه از تحصيلمون تو اون دبيرستان گذشت تازه فهميدم چرا عنوان هتل رو به اون مدرسه چسبونده اند.واقعا برازنده اش بود،اولا كه بي برو برگرد ما تا اخر مهر معلم نداشتيم كه نداشتيم، تازه معلم ها از اول ابان كه ماه علم و دانشه افتخار ميدادند بيايند سر كلاس (قابل توجه حضار كه شايع شده مهرماه رو به دليل بازگشايي مدارس ماه علم و دانش مي نامند،ولي بايد به اطلاع گرامتون برسونم كه ماه علم و دانش در اصل آبانماه مي باشد ومهر ماه به عنوان بيشواز ماه آبان حساب مي شود،همانطور كه 29 شعبان بيشواز ماه رمضانه) . دوما از سه زنگ طول روز يكي اززنگهاش رو معلم نداشتيم،يه زنگش رو هم معلم حد اقل با  نيم ساعت تاخير مي اومد، كل هفته هم سه زنگ جبراني داشتيم .يه ناظم باحالي هم بالا سرمون بود كه مجبورا با بچه ها راه مي اومد و از خيلي غيبت ها و جيم زدنهاشون چشم پوشي ميكرد،ديگه از اين بهتر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ديگه هر كاري كه ما اون دو سال تو دبيرستان دانشمند نكرده بوديم اونجا كرديم و يه دلي از عزا در اورديم،از بچه مثبت بازي و قرتي گري ها ي مدرسه غير انتفاعي هم خلاص شده بوديم.

اقا سال چهارم رو هم ما همونجا بوديم  تا اينكه ديپلممون رو گرفتيم  و رسيديم به كنكور،جاي شما خالي اينجا ديگه ريب زديم،بهار سال 78 ما رفتيم دفترچه اعزام به خدمت گرفتيم كه تاريخ اعزاممون رو 18 مهر درج كرده بود.با خودمون يه دو دوتا چهار تا كرديم ديديم سه ماه مونده به كنكور و شش ماه مونده به اعزام ما به خدمت،عين بچه ادم سرم رو انداختم پايين و سه ماه شب و روز درس خوندم تا آش خور نشم،

اگر فقط سه ماه عين بچه ادم تو عمرم زندگي كرده باشم همون سه ماهي بود كه شب و روز فقط براي فرار از سربازي درس خوندم، نه براي رفتن به دانشگاه. 

خلاصه زد و ما رشته فيزيك تهران قبول شديم و هيچ كس هم باورش نميشد كه من چنين چيزي قبول شدم،همون سال بود كه ما از سعادت اباد بعد از 13 سال اقامت پر خاطره اساس كشي كرديم و رفتيم اون سر شهر.

حالا 24 سال از تولد حاجيتون گذشته و بيراه نديدم يه صفايي به اين وبلاگمون بدم. ولي خب صفاي اصل كاري رو در  جشن تولدم بهتون ميدم كه از ريشه گفتن:بي مايه فطيره.....

از اونهايي هم كه اومدن و تو بخشهاي قبلي پيام تبريك گذاشتن و كلي بهمون حال دادن تشكر ميكنم و بد نيست بگم:

باغي جان هرچند هنوز به ويژگي هاي ماه ابان پي نبردي ولي خب بالاخره يه روز سر عقل مي ايي و ميفهمي كه اگر متولدين ماه مهرهم چيزي دارند به خاطر اينه كه مهر ماه به ابان ماه چسبيده،ازتبريكات ممنونم

ژنرال ژيگول بي معرفت در همون متن اسم سر كار اقا رو برده بودم ، حضرت والا يه نيم نگاهي به ليست مي انداختي برادر من ،بعد داش سعادتت رو نفرين ميكردي....ولي دمت گرم بابت بوست

عرض خدمت نينا خانوم كه تو اين چت خراب شده مگه من چند تا زن دارم كه بخوام فراموششون كنم،منتج خب از اونجايي كه زبون بسته بودنت به فرشته ها بيشتر ميخوره گفتم اسمت رو نزنم تو گروه شياطين،ولي ايول مارو يادت نرفت اومدي و پيام تبريك گذاشتي...

دختر ارشد سعادت غزل بانو،كه من رو ياد دوست قديميم كامي دبي مي اندازه،باهاس عرض كنم كه اين غزل بانوي ما وسط دعواهاي من و كامي دبي  از يه طرف و يه چت روزي از يه طرف ديگه بزرگ شده و فطرتا يه 666 اي  اصيله وكلي ميخوامش هوارتا0000

ارادت گوني گوني خدمت داش كسري خودمون كه اينقدر بهش اطمينان داشتم كه پسورد وبلاگ رو در اختيارش گذاشتم،خلاص داش كسري در نبود من  تو اين وبلاگ هر تاجي زدي به سر خودت و برو بچ گروه شياطين زدي ،جاي دوري نميره....

فسقلي گروه شياطين يا به قول خودش فقسلي گروه شياطين  ياس كوچولو كه هرچقدر هم من باهاش مهربوني ميكنم اين باز ميگه سعادت بد اخلاق،سعادت بدجنس ،،، خلاص فكر نكني كوچيكي جلو دست و پامون رو گرفتي ها ؟  نه، بد خواه مد خواه داري فقط لب تر كن.البت از مرام و معرفت اين ياس كوچولو بگم كه كه از جمله كسانيكه24 ابان براي تبريك جشن تولدم به من زنگ زدو خودم خونه نبودم كه تلفن رو جواب بدم همين ياس كوچولوي خودمون بود كه البته پيغامش بهم رسيد و كلي حال كردم.دمت گرم ياسي يكي طلبت.

هاني خانوم طلايي،كه ماشالا وقتي پاش رو ميذاره روي گاز كف اسفالت اتوبان رو جمع ميكنه،ا ز وقتي هم كه 666 اي شده كلي بهمون حال داده ،خلاص بگم هاني جان بابت پيامهاي رديفت ممنون.

مخلص داش سلطان سلاطين كه به خاطر ذكر يوم الشيطان موجبات انفساط خاطرحاجيتون رو فراهم كرد،البت عرض شود كه بعداز شيريني تولد ما انشالا شيريني داش سلطان رو ميخوريم ...... چاكر خواتم  فطيرررررررر.

يه كلمه خدمت داش اكل خان خودمون كه ميخوامت هوار تااااااااااااااااااا. حيف كه خودت همشون رو حريفي وگرنه ميگفتم بد خواه مد خواه داري بده بفرستيمشون پيش پوريا پي ان اس و ارش گل فروش.

حضور رفقاي خودمون كه يه آرش 666 اي بود كه ما بي معرفتي كرديم و به قول خودش انداختيمش پشت ديوار زمان،باهاس بگم داش ارش شرمندتم  اساسي، وگرنه ميدوني كه اون دوران كولاك متال بازي، ما چقدر ارادت داشتيم....نداشتيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

welcome to where time stands still,no one leave and no one leave...

 

عرض ارادت پيشگاه بابارستم خان كه ماشالا انقدر پوست كلفته كه اسم بابا رستم براش كمه .خدمت رفقا عرض شود كه از ظرفيت و جنبه اين بشر هرچي بگم كم گفتم،باور نداريد از سلطان استعلام فرماييد.داش بابا رستم قربونخواتيم.

به به  شر خر گروه شياطين لوطي حيدر خودمون (ههههههههههه) ولي البت همونطور كه اسم بابا رستم به صاحابش مياد اين لوطي حيدر خودمون هر اسم ديگه اي روي خودش ميذاشت ضرر كرده بود،چون واقعا هم لوطيه، هم مرام و رفاقت و دوستيش كامله،فكر كنم متولد ابان باشه شناسنامه اش رو اشتباه گرفتن....خلاص مخلص داش لوطي حيدر....و اما اين لوطي حيدر ما كه مي فرمايند بچه ها ميروند بيرون با بزرگترشون بروند خوبه ياد اوري كنم كه يه بار تو شيراز ليدر ما شدن از يه شاه چراغ خيابون هارو دور زديم تا برسيم به هتلمون ،بعداز نيم ساعت دوباره از جلوي شاه چراغ در اومديم. هههههههههههههه

يه داش عزيز از مشهدي داريم كه جشن تولدم زيارتش ميكنيم،اين بشر اينقدر ماه و مظلوم و خوش تيپه كه ميترسم جشن تولدم ما بريم حاشيه و اين رفيقمون بشه صاحاب مجلس....داش عزيز قدمت رو چشم دشمنان گروه شياطين ميبينيمت.

خوب به سرتق دخترهام ميرسم شيطون بلا،كه كلي باهاس بهش بگم بوس و ماچ و بقل و بي اف و پول تو جيبي و اينااااا. البت بگم بابايي سعادت حرف بي اف نشنوه ها، صد تا از بي اف هات فداي خودت و باباييت و گروه شياطين بشوند،تا بابايي هست بي اف ميخواهي چيكار؟؟؟؟؟

و اما دختر شهر قصه ها دختر شيطون بابا ،دخترك پاشنه طلا .............. سيندي بلا ،كه اصلا هم بلا نيست خيلي هم ماهه ،از اون دخترهاييه كه  من مطمئنم هيچ وقت تو زندگي وا نميمونه و بر خلاف اينكه تو وبلاگ و چت  خودش رو واسه باباش لوس ميكنه، يه شير زنيه كه من يكي از رفتارو سكناتش كلي كيف ميكنم.

اين داش شاهين از اهواز رو شايد خيلي ها يادشون نياد،ولي يه ادم با معرفتي بود كه بعداز يه سال كه دوباره سرو كله اش تو مسنجر  پيدا شد ،به محض اينكه چراغش روشن شد پي ام داد و حالي ازمون جويا شد و حاجيتون از اينكار حاج شاهين كلي كيف كرد.دستت مرسي حاج شاهين.

يه سنجابي خانوم طلايي داريم كه خيلي هواي خواهرش رو داره،افرين سنجابي جان ادم بايد هميشه براي اينكه دل خواهر كوچيكترش نشكنه هواش رو داشته باشه....از پيام تبريكت هم ممنون. از طرف منم يه شوكولات واسه باغي بخر.

خدمت سرباز بزرگ اسلام يوسف كبير،برنده ترين يوزر چت روزي و گيتاريست اعظم عرض ارادت داريم و بايد بگم كه داداش همه جا اگر فقط آبان،،،، پيش داش يوسف خودمون فقط فريدون فروغي....

مخلص سوگلي چت روزي رويا جون،كه با پيغام هاو پسغامهاش تو وبلاگ خودمون كلي مجلسمون رو نوراني كردند،عرض شود كه هرچند تو پيامهاش جشن تولد من رو تبريك نگفته بود ولي خدا وكيلي حالي كه تو پيامهاش ميداد از تبريك جشن تولد چيزي كم نداشت و كلي به ادم روحيه و انگيزه ميداد.

يه بچه اي هست تو گروه شياطين به نام كلاه قرمزي ،البت سن و سالش از ياس كمتره ولي خوب به خاطر خدمات ارزنده اش  تو چت روزي وقدمتش تو گروه شياطين براي خودش بزرگي شده و نميشه بهش گفت فسقلي...

خب ديگه اسم هركي رو اورديم و اسم هركي رو كه نياورديم دست و پنجول همتون درد نكنه،از رويا  الويه ونيما و سوته دلان هم كه پيغام نذاشتن ولي جداگونه به ما حال دادن هم تشكرات فطيررر دارم.ما كه ديگه فعلا حالا حالا ها تو چت و نت پيدامون نميشه ولي يه مرد بزرگي به نام كسري  آنفورگيون بالا سر اين وبلاگ هست واين وبلاگ رو بي صاحاب ولش نكردم به امان خدا ، تا شياطين هستند چرا خدا؟؟؟؟؟؟

خدا وكيلي با تشريفات بخواهي از يه ايل ادم تشكر كني خيلي خيلي سخته ولي خب گفتيم يه ذره بچه مثبت بازي در بياريم نشون بديم آباني هستيم وبچه مثبت بازي هم بخواهيم ميتونيم در بياريم و چرا متولدين مهرماه به ما حسوديشون ميشه...

يه توضيحي هم بدم اينكه قبض تلفن اومده برام فقط هفت رقم مكالمه موبايل خورده روش،يه جورهايي هم از درس وامورات دانشگاهيم عقب هستم ،ديگه اين دوتا امر خير دست به دست همديگه دادن تا حاجيتون رو توي چت زيارت نكنيد،

در مورد اينكه بعضي هابه من گفتن كه يه سري كلمات عجيب غريب و مريخي در متنهات استفاده ميكني بايد عارض شوم كه بابا زياد هم از كلمات فضايي استفاده نميكنم ، ولي خب يه لغتنامه دهشيطان دارم اماده ميكنم كه همراه با  طومار آيات شيطاني به موقعش مي فرستم تو وبلاگ .در مورد اين لغتنامه دهشيطان باهاس بگم كه با لغتنامه دهخدا فرق داره و بس000

ملت جشن تولدم ميبينمتون ،نبينم كسي كلاس بذاره و دهم اذر افتابي نشه ها،

ارادت گوني گوني...كاميون كاميون000

666      666      666

Bye

SaAdaTنوشته شده توسط: 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 23 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
-----@NIM------

سلام خدمت همه دوستان حاج سعادت بدبخت شديم رفت !!!!‌ ۱ شنبه ميبينمت . حاج سطل با شما هم هستم (;

كامى كويت

اى بابا عجب بدبختيه . سعادت تو هنوز زنده اى؟

ياس فقسلي 666

سلام سلام بر شيطان شياطين . بابا شرمنده جات كردي كلي و به قول برو بچ عرق شرم و اين تفضيلات.كلي دلمون براتون تنگيده و اين چيزا . در مورد تلفن روز بزرگ و و مهم ۲۴ آبان هم وظيفه بود تازه مي خواستم صبح بگم بيدارش كن دل شياطينيم نگذاشت. بعد از ظهر هم كه خونه نبودي . هم خودتو هم دخملاتو و هم همه رفيق رفقاتو دوست داريم هوارتا . بازم تولدت مبارككككككككك (تا كور شود هر آنكس كه نتواند ديد من با اعضا گروه شياطين مشكلي ندارم و مي دونم كلي هم دارم دق مي كنند . ) همه مخصوصاَ شيطان شياطين خوش باشيد به قول كسري در حد ناتينگهام فارست. ارادت خروار خروار

سيندي طلا

اي ول ياس فقسلي باباي ما كلي لطف داره ديگه ما هم خيلي دوست داريم زت زياددددددددد به حق شيطان بزرگ همه دشمنان كچل شن در ضمن اق كامي من گفتم حتمني تو فداي ۶۶۶ بزرگ شدي باي اعضاي مهم ۶۶۶ و سالار ۶۶۶ و همه رفقاي بزرگ از جمله سلاطين و مستر بزرگ راستي مستر بزرگ امروز يكشنبه حتمني قيافت ديدنيه جاي همه ما خالي هههههههههه

ياس

بازم سلام اين وبلاگ شده فقط براي دخمل و نوه شيطان شياطين سعادت بزرگ . سيندي طلا يك كمي هم بلا دوستت دارم و اونايي هم كه چشم ندارند برو بچ گروه شياطين رو ببينند برند زير چرخ تريلي 18 چرخ الهي آميننننننننننننن . دلمون براي شيطان بزرگ تنگيده هوارتا . همه خوش باشيد در حد ناتينگهام فارست كسري . باي

داش آكل ـــــــــ> 666 زندگي بيد

سلام خدمت تمام حاجيهاي عزيز خوبين خوشين؟ چطورين؟ يه سلام عرض كنيم خدمت برو بچ پي امي كه خودشون ميدونن كيا رو ميگم اقااااااااااا ما را فراموش نكنيد !!!! خب خب خب بد خواهاي شماره خفن 666 خيلي كلفت باشن از سر سوزن ردشون ميكنم خيلي مخلصيم ارادت خاص خدمت حاج سعادت چاكريم

كامى كويت

على على بيا بغل دايى خوش باشيد همتون. فراموشمون نكنيد. سيب ها خشكيده ياس ها ؟وسيده شيرها ترسيده دوستم داشته باش عطرها در راهند دوستت دارمها جه كوتاهند دوستت خواهم داشت بيشتر از باران كرمتر از لبخند داغ جون تابستان دوستت خواهم داشت شادتر خواهم شد ناب تر دوستم داشته باش.دوستت دارمها جه كوتاهند. خواب ديدم در خواب اب ابى تر بود رز بر سوز نبود زخم شرم اور بود خواب ديدم در تو رود از تب ميسوخت نور ؟يسو مىبافت باغ جه ؟ل ميدوخت . دوستم داشته باش عطرها در راهند دوستت دارم ها جه كوتاهند...

فرشيـــــــــــد از مشهد

سلام داش سعادت خوشي اي بابا ما با خودمون كلي جارو اورده بوديم جنازه دشمنارو با كاردك از روي زمين جمع كنيم ولي خوب خدارو شكر خودشون جا زدن ديدن خاطر خاهات زيادن دادا خودشون نيومدن . خوب بازم تولدت مبارك داداش خيلي حال دادي ممنون عزيز هم خيلي تشكر كرد بنده خدا ممنوع الورود به چته :D :D خلاصه داداش سرتو درد نيارم تشكر و ارادت و موچچچچچچچچچچچچچچچچچ اخ چي چسبيد شاد باشي كاكاشي :D :D :D

کلارا

ببينم بلا گرفته پس شياطين سه گانه شماها بودين ؟؟ ای دل غافل اون موقعها خيلی تعريفتونو شنيده بودم . خودتون بودين يا نه ؟؟ ای ور پريده.

کلارا

اين شکلی بودين ؟؟ يا اين شکلی ههههههههههههه