مبارز قرن بيستم

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

                      

   دكتر مارتين لوتر كينگ،مالكم ايكس و محمد علي كلي سه سياهپوستي هستند كه با مبارزاتشان توانستند حقوق سياهپوستان امريكا رو به انها بازگردانند... در سال 1967 محمد علي توسط سازمان سيا به ارتش ملي امريكا براي جنگ عليه ويتنام فرا خوانده شد،ولي محمد علي نپذيرفت و از نام نويسي در ارتش امريكا سر باز زد.سازمان سيا او راابتدا با تهديد به زندان و محروميت از مسابقات بوكس مجبور به نام نويسي كرد ولي بازهم محمدعلي قبول نكرد. اين عمل محمد علي نيز روي مردم تاثير به سزايي داشت. دولت، وحشت زده از تاثير علي بر مردم، او را تحت فشار قرار داد كه به خاطر موضعي كه در مورد جنگ ويتنام گرفته بود عذرخواهي كند.  به او پيشنهاد معامله اي را دادند: علي در نظام وظيفه نام نويسي كند و به ارتش بپيوندد و دولت در عوض تضمين مي كند كه او را به جبهه جنگ ويتنام نفرستد و از بوكس محروم نكند.انها از او خواستند که تسليم شود، ولی علی پا پس نکشيد.

دولت ناچار به محروميت محمد علي از مسابقات بوكس حرفه اي ميكند.

پس از محروميت محمدعلي از مسابقات بوكس از او در يك كنفرانس خبري دعوت ميشود و او در جواب اين عمل دولت ميگويد: براي يافتن دشمنم لازم نيست ده هزار كيلومتر، به آن طرف دنيا بروم؛ دشمن همينجاست؛  صاحبان قدرت دشمن من هستند كه ضد مبارزه من براي كسب آزادي و برابري هستند. علي در جواب به اين سوال خبرنگاران كه ممكنست به 5 سال زندان محكوم شود، جواب مي دهد: مردم من چهار صد سال است كه زندانيند بنابراين 5 سال زندان مرا نمي ترساند .

علي از مسابقات بوكس حرفه اي محروم مي شود.ولي اين محروميت تنها دو سال و نيم عمر دارد و در سال 1970 مجددا به رينگ بوكس باز ميگردد،علي در اولين گام در مقابل جو فريزر قهرمان سنگين وزن جهان شكست ميخورد.در سال 1974 براي اينكه قهرماني جهان را دوباره به چنگ اورد به زئير مي رود و در بازي اخر مي بايد رو در روي جوج فورمن بايستد.

 

 

  جو فريزر ـ محمد علی کلی    ۱۹۷۱

 

وقتي علي وارد زئير شد با فرياد انبوه توده هاي مردم كه به استقبالش شتافته بودند مواجه شد: "علي او را بكش!" در زئير هر جا مي رفت با اين شعار مواجه مي شد. مردم مي خواستند كه او برنده شود و سخت اعتقاد داشتند كه او مي تواند چنين كند. يك روز صبح، علي هنگام تمرين دو، از كلبه هاي حلبي و جاده هاي خاكي گذشت و در يكي از محله هاي فقير نشين كينشاسا، وارد قلب توده ها شد. علي هم عشق توده ها را مشاهده كرد و هم مسئوليتي كه نسبت به آنان دارد. مردم با شعار و آواز همراه او شروع به دويدن مي كنند. مي خندند.او را لمس مي كنند و به او نشان مي دهند كه همراهش مي جنگند علي قهرمان آنان است و در همان چند لحظه، در اين دنيا هيچ چيز موجود نيست به جز علي و مردم. و هر دو مي دانند كه سخت به يكديگر وابسته اند.

                                                                                 

علي به يك خبرنگار مي گويد: من اين مسابقه را به خاطر حيثيت خواهم برد، اما نه براي حيثيت خودم بلكه براي اينكه برادرانم كه امروز در آمريكا روي سنگفرش پياده روها مي خوابند، و سياهان گرسنه و آنان كه آينده اي ندارند، بتوانند سرشان را بالا نگهدارند. من مي خواهم عنوان قهرمانيم را پس بگيرم تا بتوانم در كوچه پس كوچه ها راه بروم و با گدايان و تن فروشان و معتادان حرف بزنم. مي خواهم به برادرانم در لوئيزويل، كنتاكي، سين سيناتي، اوهايو، و اينجا يعني آفريقا كمك كنم كه حيثيت خود را باز يابند. براي همين است كه من بايد برنده بشوم. و براي همين است كه بايد جورج فورمن را بر زمين بكوبم. 

 

محمد علي در اين مسابقه پيروز مي شود و مجددا عنوان قهرماني را پس ميگيرد.

 

 

در فيلمي كه به همين منظور مايكل مان كارگردان امريكايي ساخته تا زندگي محمد علي كلي را به تصوير بكشد يك سياهپوست محبوب ديگر به نام ويل اسميت نقش محمد علي را ايفا ميكند. ويل اسميت  مي گويد: من مي دانستم كه او يك جنگنده است اما همچنين مي دانستم كه او عليه جنگ ويتنام موضع گرفت. بچه هائي كه الان 21 ساله هستند هيچ دركي از آن مقطع زماني، از جنبش سياهان براي حقوق مدني، جنبش ضد جنگ ويتنام و غيره ندارند. با اين وصف، برايشان اسم علي در پيوند با همه اينهاست. اما نمي دانند كه براي اين پيوند چه رنجها و زحمتهائي كشيد.

 

محمد علي كلي پس از شكست در مسابقه عليه تروور بوربيچ در 11 دسامبر 1981 ديگر بر روي رينگ بوكس حاضر نشد...

   درالمپيك1996 آتلانتا آخرين مشعلدار المپيك كه با بدني لرزان در ميان تشويق انبوه تماشاگران به سمت مشعل بازي ها مي دويد تا انرا روشن كند كسي نبود جز محمد علي كلي...

                                                     

نام:محمدعلي (كاسيوس)

شهرت:كلي

تولد:1942  كنتاكي امريكا  اولين مسابقه:  29 اكتبر 1960ـ پيروزي مقابل توني هانساكر

اخرين مسابقه: 11دسامبر1981ـ شكست مقابل تروور بوربيچ  

نوشته توسط:      SaAdaT

/ 9 نظر / 6 بازدید
یوسف

سلام به همه برو بچ یه چند وقتی هست از ما بی خبر بودین لابود نگران هم نشودید اشکال نداره داش سعادت بسیار عالی بود فعلا بای

آبدارچی

عالی بود . ممنون اگر يه طوری ربطش ميدادی به زمان حال بهتر بود البته گويا شيوا تر از اين ديگه نميشه موفق باشيد

mehrbanoo

سلام. حالا ديگه لينکمو حذف ميکنيد........ باشه بهم ميرسيمممممممممممممممممممممممممم.

سلمان

سلام خان سعادت .. با اين همه هنوزم نژاد پرستي هست منتها از نوع جديدش .. جالب بود و خوندني .. شاد باشي .. والسلام

roya j00n

آفرين هم به تو هم به کلی

AzIZ

به به از اينورا . حالا چرا مشهد نمياين ديگه ؟؟؟؟؟؟/ نکنه دفعه اخری بد گذشت

مهربانو

سلام. ماهگرد بگيريد برای آپ ديتتون. کجايين شماها؟ ( آفتابه لگن هفت دست ولی شام و ناهار هيچيييييی). موفق باشيد

سعید عاشق

در جنگ ویتنام محد علی کلی در سن سربازی بود... مثل بقیه او را هم به جنگ فرا خواندند...اما... اما او حاضر به جنگ با مردمان مظلوم و بی دفاع نشد و به خاطر این کار... به خاطر سر باز زدن از جنگ دو سال از عمر خود را در زندان های آمریکا سپری کرد... این است رسم جوان مردی...

الهام-دبييييييييييييييييی

به به به سلام منم اومدم سلام اقا سعادت خوبی ((( داداش)))؟؟؟؟؟ داش سعادت بسیار عالی بود . خوشم اومد . اميدوارم موفق باشی عزيز . بازم سر میزنم و نظر هم یادم نمیره فعلا یا حق